دخترخالم تعریف میکرد:
مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون
یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت:
شله زرد!!!!
منم محلش نذاشتم رفتم بعد که یه خورده
رفتم جلو تر صدا کرد:خانوم؟
منم فک کردم میخاد چیزی بپرسه گفتم :بله؟
گفت: پشت کمرت با دارچین بنویس یا حسین!!!

اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه هارا یکی یکی
میخاند، رسید به اسم« بارانه».
شخص مورد نظر را پیدا کرد!
پرسید: چرا بارانه ؟؟
گفت: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده؟!؟
یه نفر از ته کلاس داد زد: خوبه اون روز آفتابی نبوده!!!

یادمه یه روز دبیر ریاضیمون اومد گفت:
شماهام با این نمه هاتون گل کاشتید،دفعه دیگه ...
من گفتم:درخت میکاریم:ً)
تعریف کردن نداره دیگه خودم با اعتماد به نفس کامل رفتم
بیرون

دختره استاتوس زده:
من طعم شهوت را چشیده ام ....
سیرم نکنی هرزه میشوم!!!!!!!!!!!!
باباش زیرش کامنت گذاشته :
تو گه خوردی! بذار بیام خونه، سرتو میبرم!!!

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره
بهش گفتم ببخشید خانوم ...
گفت:دردببخشید، مرض ببخشید، آدم نباید از دست شما
پسرا آرامش داشته باشه، منم هیچی نگفتم .
وقتی بلند شد با مغز اومد تو زمین، خدا شاهده
میخاستم بگم بند کفشت بازه

بـ ـ ـهــ خودتـــــــ میـ ـ ـای میبینــ ــی بـ ـ ـهــ کـ ـ ـسی کـ ـ ـهـ رهــ ـاتـ ــــ کـ ـ ـردهــ
و بـ ـ ـدجـ ـ ـور بهـ ـ ـتــــــ ظلـ ـ ــم کـ ـ ـردهــ
دیگـ ـ ـهــ نـ ـ ـهـ نیـ ــازی داری نـ ـ ـهـ احـ ــساسی
ولـ ــی اون داره از بـ ـ ـی تـ ــو بـــودن می میـــــــره..................................!